نواندیشان

آموزش و پرورش - اجتماعی - سیاسی

داستان جذاب لنگه کفش
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز ٤ دی ۱۳۸٧ 

 

امروز برای انجام کاری به خیابان طالقانی رفتم. از ایستگاه مترو طالقانی که بیرون آمدم جماعتی را دیدم جلوی در سفارت سابق آمریکا ( لانه جاسوسی) گرد هم آمد ه بودند. جمعیت را شکافتم و جلو رفتم . بوش را دیدم ( البته آدمک بوش ) که پشت تریبون بود و مردم همیشه در صحنه او را با کفش رمی جمره می کردند و خوشحال و سرمست بودند از اینکه با این کار خود بوش را رسوا و آمریکا را زبون و خوار ساخته اند . خبرنگاران زیادی هم حضور پیدا کرده بودند تا این شور کاملا غیر دولتی و مردمی را پوشش دهند. از این همه احساس مسوولیت و هیجان مردم عزیز حظ کافی بردم . شما چطور؟


کلمات کلیدی: