نواندیشان

آموزش و پرورش - اجتماعی - سیاسی

برخی از موافقان و مخالفان شریعتی
ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز ٢۸ خرداد ۱۳۸٧ 

1- در دوران تربیت معلم یک هم کلاسی و هم خوابگاهی داشتیم که از بد حادثه وارد تربیت معلم شده بود و به جرآت می توان گفت غیر از کتاب های درسی حتی یک کتاب هم مطالعه نکرده بود.«اسلام شناسی » شریعتی را می خواندم . پیشم نشست و از حوصله ای که برای مطالعه دارم گفت و از کتابی که می خوانم پرسید. من هم در مورد کتاب و نویسنده اش توضیحاتی دادم. دو روز بعد در کلاس « مکاتب سیاسی » بحثی پیش آمد و این دوست ما که روز قبل کتابهای « ابوذر » و « پدر ، مادر ، ما متهممیم » را خریده و هنوز نخوانده بود ، شروع کرد به صحبت کردن در مورد شریعتی و تعریف و تمجید کردن از او ( چیزهایی که به او گفته بودم را با چند برابر اغراق بازگو می کرد) استاد که خوب می شناختش گفت : آقای ... چند تا از کتابهای دکتر را خوانده ای ؟

2- چند سال پیش که در اداره آموزش و پرورش مشغول فعالیت بودم هم اتاقی داشتم که خط خوبی داشت . دو سه روز مانده بود به سالروز مرگ شریعتی . چند ماژیک و یک کاغذ آوردم و از همکارم خواستم متنی برای شریعتی بنویسد و او با چهره ای برافرو.خته گفت هرگز این کار را نخواهم کرد . بعد از یک عمر با عزت زندگی کردن برای یک ... پلاکارد بنویسم. یکی از همکاران که اتفاقا از دوستان صمیمی او بود و خوب می شناختش گفت: آقای ... اصلا شریعتی را می شناسی؟ چند تا از کتاب های او را خوانده ای ؟

 

 

 

 

 


کلمات کلیدی:
 
لذت گرما در بی برقی
ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز ٢٦ خرداد ۱۳۸٧ 

دیدن مسابقه شب گذشته ایران و سوریه سوای نتیجه که باعث خوشحالی همه ایرانیان شد ، واقعیت های تلخی را نیز به تصویر کشید. اشتباه نکنید قصد ندارم در مورد مسایل فنی تیم صحبت کنم که در تخصصم نیست. بحثم در مورد زیر نویسی بود که ابتدای مسابقه پخش شد با مضمون: مشترک گرامی ...( شرکت توانیر) که به شهروندان توصیه می کرد در مصرف برق صرفه جویی کنند و جواد خیابانی چندین  بار در طول مسابقه این مطلب را تکرار کرد که لامپ های اضافی را خاموش کنید تا همه بتوانند مسابقه را تماشا کنند.

اما به راستی در کشوری که منبع انرژی است و درآمد حاصل از فروش نفت چند صد میلیارد دلار است ، شهروندانش باید در خاموشی به سر ببرند و گرمای طاقت فرسای تابستان را با توصیه های توانیر سپری کنند . آیا بهتر نبود به جای سرازیر کردن نقدینگی به جامعه که الان نتیجه مخرب آن را می توان شاهد بود ، پول نفت را به سمت ساخت نیروگاه و نوسازی تجهیزات و زیر ساخت ها سوق می دادیم و الان راه کارهای مضحکی مثل تعطیلی اصناف در ساعت 19 ، خاموشی دوره ای برق در شهر ها ، تعطیلی اجباری 15 روزه کارگاه ها و کارخانه ها را ارائه نمی دادیم؟


کلمات کلیدی:
 
اعتدال و توسعه ، شعبه ورامین
ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز ٢۳ خرداد ۱۳۸٧ 

در روزگاری که بعضی ها خود را وامدار هیچ حزبی نمی دانند و تحزب را از اساس بی اساس می دانند و در ایامی که کمیسیون ماده 10 احزاب خواسته های غیر قانونی از احزاب دارد( اعتماد 23/3/87) و توی گرمای بهاری! یک افتتاحییه حزبی در ورامین برگزار شد.

حزب اعتدال و توسعه به طور رسمی شعبه خود را در ورامین افتتاح کرد . در مراسم افتتاحیه  دکتر نادر شیرکوند ( عضو شورای مرکزی) و دکتر نوبخت (دبیر کل ) از لزوم تحزب و کار حزبی سخن راندند.و در مورد مرام حزبشان هم گفتند ما نه چپ هستیم نه راست به طوری که از وزرای دولت موقت گرفته تا وزرا و وکلای دوره خاتمی در حزب ما عضو هستند.

از نکات حاشیه ای این مراسم می توان به حضور فعالان سیاسی شهرستان از طیف ها و احزاب مختلف از جمله آذر منصوری معاون سیاسی دبیر کل حزب مشارکت ، دکتر سعید شیرکوند ، دوستانی از حزب اعتماد  و .... اشاره کرد.

 محمد علی مومنی هم مجری بود و با اشعار و صدای خوبش هر از گاهی حال و هوای جلسه را عوض می کرد.

حمید رضا هادی جعفری هم که با مقاله انتقادیش وارد مرحله جدیدی از فعالیت های سیاسی اش شده در ابتدای جلسه جولان می داده( این قسمتش من نبودم ، شنیدم)

یهر حال افتتاح این دفتر را  به مسوولین حزب تبریک عرض می کنم و امیدوارم همانطور که آقای نوبخت گفت محلی باشد برای تضارب آرا.

 


کلمات کلیدی:
 
فرصت های سوخته
ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز ٢۱ خرداد ۱۳۸٧ 

یکی از دوستان ( آقای حمید رضا هادی جعفری ) مطلبی در نشریه ارمغان ورامین به چاپ رسونده و انتقاداتی را متوجه مسوولین آستانه امام زاده جعفر( ع) کرده که چرا اونطور که در شأن این امام زاده است به مردم شناسونده نشده و مهمتر اینکه چرا  مسولین استانه نتونستن از این فرصت ( وجود بارگاه مطهر در پیشوا) استفاده کافی و وافی ببرند و به رونق اقتصادی شهر از جهت گردشگری و اوقاف کمکی بکنند.

ظاهرا توی همین چند روز این مطلب سرو صدای زیادی به راه انداخته و موافقان و مخالفانی داشته در حالی که هنوز  قسمت دوم مطلب در شماره بعدی چاپ می شه .پیشنهاد می کنم این مطلب رو بخونید


کلمات کلیدی:
 
نوشته ای از یک دوست برای یک دوست
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱٢ خرداد ۱۳۸٧ 

مطلب زیر از تراوشات قلم دوست خوبم آقای محمد علی مومنی ( لینک وبلاگش را در بخش لینکها می توانید ببینید) است که در ارتباط با پست قبلی است:

"از انتصاب آقای کارخانه من هم خوشحالم.به قول مهدی ارگی ، شمس الله کارخانه یکی از فرهنگیان اصولگرا که نه، یک مذهبی میانه رو و منطقی و اهل فرهنگ است. یعنی قائل به برخورد نرم.

از این نظر انتصاب او قابل توجه است.شاید نیازی نباشد به تقسیم بندی های سیاسی قائل باشیم اگر مدیری اهل تعقل و تدبر باشد.وگرنه نیاز جامعه این است که به صورت چرخشی نمایندگان سلایق مختلف در جایگاه های مختلف مدیریت جامعه حضور یابند و نیازهای طیفی را برآورده سازند. در این چرخش بخش های مختلف جامعه احساس موثر بودن می کند و از سویی دیگر با ایجاد حس رقابت میان جریان های فکری ، نتایج مفیدتری در مدیریت جامعه مشاهده می کنیم. این آماده سازی فکری در همان دوره ای اتفاق می افتد که یک جریان از جایگاه مدیریت به دور است. آنها خود را برای بهتر اداره کردن آماده می کند و جریان حاکم برای استفاده مفید و بهینه از فرصتی که در اختیار دارد می کوشد.

اینها بدیهیاتی است که من نمی دانم چرا توضیح واضحات دادم. هر چند معتقدم آنقدر بعضی از بدیهیات برای جامعه امروز غریب است که نیاز داریم یکبار دیگر مفاهیم بدیهی را مرور کنیم.

منطق و میانه روی داروی کمیابی است که در هر طیف یافت شود، باید از آن استقبال کرد.شاید با جمع کردن عقلای طیف های مختلف کمی به استاندارهای وجود اعتدال در یک جامعه سالم نزدیک شویم.

سال اول راهنمایی در مدرسه شهید انصاری پیشوا ، آقای کارخانه مربی پرورشی من بود. هنوز دفتر پرورشی کلاس او را دارم. حتما چیزی در این دفتر است که مانده است.از همان سال و اردوی اصفهان، من و آقای کارخانه موضوع مشترکی به نام شکلات داریم. آقای کارخانه در صحنه ای که من پنهانی مشغول شکلات خوردن بودم ، به کشف این پنهان کاری نائل آمد. با این جریان شکلات می خواهم آرزو کنم آقای کارخانه همچنان ذهنیت شکلاتی داشته باشد:

1- در رصد و نظار ت بر امور اداره آموزش و پرورش پیشوا همچون رصد شکلات خوردن دانش آموز 12 ساله موفق باشد.

2- همچنان پای در زمین باشد و سر در میان ابرها. زمینی باشد و بلند نظر و بلند اندیشه و همچنان شکلات موضوع ساده رفاقت ما با هم باشد. دیده اید که هر کس مسئول می شود چقدر با روز قبلش متفاوت می شود؟هر چند اگر مسئول اداره ای در شهر کوچکی مثل پیشوا باشد."

 

 

 

 


کلمات کلیدی:
 
تبریک
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۱ خرداد ۱۳۸٧ 

امروز در شهر ما- پیشوا-  یک انتصاب انجام شد . انتصاب آقای شمس الله کارخانه به عنوان رییس جدید اداره آموزش و پرورش .

اداره پیشوا در سال تحصیلی 78-77 از ورامین مستقل شد. و طی این 10 سال آقای کارخانه چهارمین رییس این اداره است.

آقای علیدوستی طی 8 سالی که رییس اداره بود توانست اقدامات جالب توجهی در زمینه های مختلف از جمله ساخت مدارس متعدد باجذب خیرین مدرسه ساز انجام دهد .رابطه صمیمانه ایشان با بازنشستگان و کلا همکاران فرهنگی هنوز هم نقل محافل و فرهنگیان است. بعد از روی کار آمدن دولت نهم آقای علیدوستی برکنار شد و آقای عرب عامری به جای ایشان منصوب شد. که بعد از یک سال(...) استعفا داد.

معاون او آقای طباطبایی سومین نفری بود که بر صندلی ریاست تکیه زد. با اینکه ابلاغ ایشان چهار ساله صادر شده بود اما با توجه به بازنشسته شدنش آقای کارخانه جای او را گرفت. آقای کارخانه که (یک اوصولگرای میانه رو !) است و تقریبا بین اکثر همکاران فرهنگی از مقبولیت برخوردار است در زمان ریاست علیدوستی مسوول امور تربیتی اداره بود .

انتصاب آقای کارخانه می تواند نوید بخش تعالی دوباره آموزش و پرورش منطقه باشد. و اگر بعضی ملاحظات را کنار بگذارد می تواند یکی از مدیران موفق منطقه لقب بگیرد.

ضمن تبریک این انتصاب برای ایشان آرزوی موفقیت دارم.


کلمات کلیدی:
 
دری وری
ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ روز ٧ خرداد ۱۳۸٧ 

باز هم همان حکایت همیشگی :

قیمت نفت روز به روز بیشتر می شود .

قیمت اجناس و کالاها روز به روز بیشتر می شود.

فشار بر مردم روز به روز بیشتر می شود.

وزرایی که از کار بر کنار می شوند روز به روز بیشتر می شود.

... روز به روز بیشتر می شود .

...

احتمال انتخاب احمدی نژاد برای بار دوم روز به روز بیشتر می شود. 


کلمات کلیدی: