نواندیشان

آموزش و پرورش - اجتماعی - سیاسی

تغییر تاکتیک آمریکا
ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۳٠ تیر ۱۳۸٧ 

  

گاهی وقتها تو بازی فوتبال وقتی یه تیمی هرچی حمله می کنه به دفاع سخت و در بسته می خوره ، تغییر تاکتیک می ده و عقب نشینی می کنه تا حریف از لاک دفاعی خارج یشه و جلو بکشه اونوقت با استفاده از ضد حمله ضربه نهایی رو بزنه .

چند وقتیه موضع آمریکا در قبال ایران هم ، همچین حالتی پیدا کرده و با چرخش 180 درجه ای عقب نشینی محسوسی کرده:

شرکت در مذاکرات هسته ای بدون پیش شرط ، راه اندازی دفترحفاظت از منافع در تهران و...

اما دولتمردان ایران باید خیلی باهوش و با احتیاط عمل کنند چون سابقه نشون داده آمریکا تیمی نیست که به مربی( احمدی نژاد ) و کاپیتان ما( ابوالفضل جلیلی) به این راحتی باج بده . باید مراقب ضد حمله احتمالی آمریکا بود. اگر مربی ما کس دیگری بود شاید خیالمون راحت تر بود.


کلمات کلیدی:
 
آموزش نظامی ‘‌ علی احمدی و باقی قضایا
ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز ٢٢ تیر ۱۳۸٧ 

معلمانی که در این روزهای گرم تابستان ، دوره آموزش نظامی دو ماهه را می گذرانند شاید فکرش را هم نمی کردند که با روی کار آمدن علی احمدی به عنوان وزیر آموزش و پرورش به جای رسیدن به مطالباتشان مجبور شوند روزهای گرم تابستان امسال را در دوره آموزش نظامی بگزرانند آن هم در منطقه یی خیلی دورتر از محل زندگی و کارشان . عجیب تر اینکه هیچ کدام از معلمانی که از سلامت جسمانی لازم برای شرکت در این دوره برخوردار نیستند به کمیسیون پزشکی معرفی نشده اند و مجبور به گزراندن این دوره هستند.95 درصد این معلمان متاهل هستند . علی احمدی در نشست خود با خبرنگاران گفته : بعد از سی سال که به این تعهد قانونی عمل نمی شد ما به قانون عمل کردیم و برای معلمان دوره های آموزشی نظامی دو ماهه برگزار می شود. علی احمدی که دیگر این روزها به جای وعده دادن به معلمان حق التدریس و بازنشستگان و ... به صراحت اعلام می کند پول نداریم ، دستورالعملی را برای کاهش هزینه های آموزش و پرورش ابلاغ کرده است که اعتراض نمایندگان و و روسای آموزش و پرورش استانها را به دنبال داشته است . حذف مدارس زیر 15 نفر ، 10 ساعت تدریس موظف برای مدیران مدارس در هفته بدون پرداخت اضافه کار و... برخی از موارد این دستورالعمل است.


کلمات کلیدی:
 
سانسور
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱٧ تیر ۱۳۸٧ 

... و چقدر دایره خط قرمز ها کوچک شده است.

به خاطر بعضی از .... مجبور شدم مطالب این پست را حذف کنم. کلافه


کلمات کلیدی:
 
مشاهدات من 3(زمین خورده)
ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳ تیر ۱۳۸٧ 
نامش محمد است . سالها پیش که در روز های خاص مثل ایام عید کشتی با چوخه برگزار می شد.هیچکس حریفش نبود .همه زمین خورده اش بودند. هفته ی پیش که به روستایشان رفته بودم ، دیدمش . لاغر بود و نحیف با قدی خمیده .هم سن و سال خودم است (32 ساله) اما 50 ساله می نمود. اعتیاد کمرش را خم کرده بود.دیگر از آن یل سالهای نچندان دور خبری نبود. زمین خورده ی غول اعتیاد شده . راستی جهانیان در دور جدید تحریمها قرار است کمک های مالی خود به ایران برای مبارزه با مواد مخدر را قطع کنند.
کلمات کلیدی:
 
مشاهدات من 2(حامیانی که به منتقد تبدیل شده اند)
ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۱ تیر ۱۳۸٧ 

سه سال پیش که پای صحبت اهالی روستا مخصوصا کسانی که سنی از آنها گذشته بود می نشستی احمدی نژاد را حامی مستضعفان می پنداشتی و یاور ضعیفان .اما در سفر چند روز پیش متوجه شدم همه چیز تغییر کرده است . علیرغم تمام تلاشی که دولت به خرج داده تا بتواند دل روستائیان را بدست آورد اما در عمل اینگونه نشده است.آنها از تلوزیون می شنوند قیمت نفت 140 دلار است و درآمد کشور بالا و می پرسند پس این همه گرانی برای چیست ؟ این همه پول به کجا می رود ؟و خودشان جوابهایی می دهند که گاه بوی اتهام نیز می دهد.احمدی نژاد اگر می خواهد تعداد دوره های ریاستش را به 2 برساند باید فکری به حال روستاها بکند.


کلمات کلیدی:
 
مشاهدات من 1( کودکان کار)
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۸ تیر ۱۳۸٧ 

شرکت در مراسم چهلم یکی از اقوام بهانه ای بود تا دو سه روزی را در یکی از روستا های سبزوار سپری کنم . در همین چند روز مسائلی را مشاهده کردم که به نوعی نماد ونمود یک فرهنگ سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی در روستاهاست . به نظرم باز گو کردنش برای شما نیز خالی از لطف نباشد.

وارد هر جمعی که می شدم صحبت از حادثه ای بود که چند روز قبل برای اهالی روستای مجاور اتفاق افتاده بود.

 غروب یکی از روز های آغازین تیر ماه بر اثر واژگون شدن یک دستگاه نیسان که حامل حدود 20 نفر از زنان و کودکانی بوده که خسته از کار روزانه در زمینهای کشاورزی به خانه بر می گشتند دو نوجوان _ دو خواهر _ به همراه راننده از دنیا می روند.

کار کردن کودکان و زنان در این منطقه یک مساله عادی است . پسران و دختران 10 تا 18 ساله هنگامی که از درس و مدرسه فارغ می شوند با کم ترین دست مزد ( 4000 تومان ) راهی زمین های کشاورزی « مهدوی  » - که در اختیار شرکت کشت و صنعت ... است- می شوند و به جای بازی کردن ، روز را در زیر آفتاب تابستان غروب می کنند در حالی که از بیمه ، پرداخت اضافه کار با وجود 11 ساعت کار ، سرویس رفت و آمد مناسب و مطمئن تیز محرومند. شرایط بد اقتصادی و گرانی بیش از پیش باعث فشار خانواده بر کودکان کار شده است.


کلمات کلیدی:
 
پارادوکس زنان
ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز ٤ تیر ۱۳۸٧ 

 

به نظر من ،‌امروز پارادوکسی میان رشد زن و استحکام خانواده وجود دارد.آیا بنیان خانواده باید محکم باشد ؟آیا زن باید رشد کند؟آفریدگار زن را در موقعیت بسیار ممتازی قرار داده است ،‌زن ،‌مادر و محور خانواده است . اما آیا پذیرش نقش محوری زن در خانواده به معنی در حاشیه قرار گرفتن او و دور بودن او از صحنه اجتماع و در نتیجه محروم ماندن او از صحنه اجتماع و برخورداری او از فرصت های برابر اجتماعی و در نتیجه رشد کردن او به معنی محروم شدن جامعه از خانواده سالم و مستحکم است؟

من فکر می کنم موضوع محوری امروز در مورد زنان تامل در این پارادوکس و یافتن راه حل مناسب برای آن است.(‌سید محمد خاتمی)


کلمات کلیدی:
 
صُمٌّ بُکم
ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱ تیر ۱۳۸٧ 

سال های نخست انقلاب فردی که در یک نهاد انقلابی کار می کرد ، نسبت به شرایط جامعه و نگاه مردم و کوچه و بازار به اوضاع خیلی پرت به نظر می رسید.وقتی با یک دوست درباره دلیل پرت بودن او گفتگو کردم متوجه شدم که این مسئله مربوط به وسیله نقلیه ای است که از آن استفاده می کرد. طرف هر روز با موتور سیکلت به سر کار می آمد و بر می گشت و در نتیجه جز با اعضای خانواده خود و جمع معدودی از همکاران همفکر با احدی امکان برخورد و تماس نداشت. البته در آن دوره ماشین شخصی بسیار کم بود و طرف امکان استفاده از آن را نداشت و گرنه تاثیر استفاده از موتور سیکلت در عدم ارتباط با مردم کوچه و بازار بیشتر از استفاده از ماشین شخصی نیست. امروزه بسیار ی از صاحب نظران و تحلیلگران از ماشین شخصی استفاده می کنند و در عمل امکان حشر و نشر با مردمی که در اتوبوس و تاکسی در باره مسایل خود و جامعه سخن می گویند ندارند و از آنجا که این افراد اغلب در مراکز و مجامعی هم که مردم عادی حضور دارند حاضر نمی شوند بنابراین پس از مدتی دیدشان نسبت به افکار جامعه تاریک و تحلیلشان ذهنی می شود. به هر حال در هر تاکسی با احتساب راننده آن پنج نفر حضور دارند که وقتی با هم درباره موضوعی گفتگو می کنند دیدگاه های مختلف و میزان گرایش به هر یک از آنها کم و بیش روشن می شود. در ایام ماضی من از طریق بحث های درون تاکسی نبض گرایش سیاسی جامعه  را اندازه می گرفتم و این مربوط به دورانی است که در تاکسی ها بحث ها بالا می گرفت و و داغ و هیجان انگیز  می شد و حتی به بگو مگو و دلخوری می رسید.

مدتی است اما که در تاکسی ها هیچ بحثی صورت نمی گیرد . مسافران صم بکم با حالتی افسرده سوار تاکسی میشوند و اگر هم به فرض کسی بخواهد سر غرغری را باز کند دیگران با بی اعتنایی یا بی حوصلگی به طرف می فهمانند که بهتر است زبان به کام گیرد و عرایض نفرماید.

فکر می کنید این مساله چه علتی دارد؟                                                          احمد زیدآبادی(شهروند)


کلمات کلیدی: