نواندیشان

آموزش و پرورش - اجتماعی - سیاسی

صُمٌّ بُکم
ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱ تیر ۱۳۸٧ 

سال های نخست انقلاب فردی که در یک نهاد انقلابی کار می کرد ، نسبت به شرایط جامعه و نگاه مردم و کوچه و بازار به اوضاع خیلی پرت به نظر می رسید.وقتی با یک دوست درباره دلیل پرت بودن او گفتگو کردم متوجه شدم که این مسئله مربوط به وسیله نقلیه ای است که از آن استفاده می کرد. طرف هر روز با موتور سیکلت به سر کار می آمد و بر می گشت و در نتیجه جز با اعضای خانواده خود و جمع معدودی از همکاران همفکر با احدی امکان برخورد و تماس نداشت. البته در آن دوره ماشین شخصی بسیار کم بود و طرف امکان استفاده از آن را نداشت و گرنه تاثیر استفاده از موتور سیکلت در عدم ارتباط با مردم کوچه و بازار بیشتر از استفاده از ماشین شخصی نیست. امروزه بسیار ی از صاحب نظران و تحلیلگران از ماشین شخصی استفاده می کنند و در عمل امکان حشر و نشر با مردمی که در اتوبوس و تاکسی در باره مسایل خود و جامعه سخن می گویند ندارند و از آنجا که این افراد اغلب در مراکز و مجامعی هم که مردم عادی حضور دارند حاضر نمی شوند بنابراین پس از مدتی دیدشان نسبت به افکار جامعه تاریک و تحلیلشان ذهنی می شود. به هر حال در هر تاکسی با احتساب راننده آن پنج نفر حضور دارند که وقتی با هم درباره موضوعی گفتگو می کنند دیدگاه های مختلف و میزان گرایش به هر یک از آنها کم و بیش روشن می شود. در ایام ماضی من از طریق بحث های درون تاکسی نبض گرایش سیاسی جامعه  را اندازه می گرفتم و این مربوط به دورانی است که در تاکسی ها بحث ها بالا می گرفت و و داغ و هیجان انگیز  می شد و حتی به بگو مگو و دلخوری می رسید.

مدتی است اما که در تاکسی ها هیچ بحثی صورت نمی گیرد . مسافران صم بکم با حالتی افسرده سوار تاکسی میشوند و اگر هم به فرض کسی بخواهد سر غرغری را باز کند دیگران با بی اعتنایی یا بی حوصلگی به طرف می فهمانند که بهتر است زبان به کام گیرد و عرایض نفرماید.

فکر می کنید این مساله چه علتی دارد؟                                                          احمد زیدآبادی(شهروند)


کلمات کلیدی: